تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
قالى ، بل ذوقى است نه حالى . و ذاك بساط قد طويناه فى الحال . چون تمييز بين كلام الحق و الخلق معلومت شد ، خلاف برخاست . 57 - و كلامى كه روا باشد بر خالق و مخلوق اطلاق كردن ، آن است كه هر امر بيانى منتظم كه در نفس متكلم يا در لوح قوهء حافظه مستمع يا در مصحف ثابت باشد ، كلام باشد 45 . 58 - زنهار آن كس را - كه مىگويد اين قرآن مكتوب متلو ، كلام حق است به اعتبار آنكه حق تعالى فرمود :
فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
. [ 9 / 6 ] و مراد از اين كلام آن حروف مكتوب متلو بوده - تكفير مكن . 59 - و آن كس را - كه مىگويد : مدلول اين مكتوب متلو ، كلام حق تواند بود - از آنكه اين حروف مركبه از مخارج مخلوقه بيرون مىآيد محدث باشد و كلام حق قديم از جنس اين كلام كه از مخارج مخلوقه بيرون آيد منزه - هم تكفير مكن ، بلكه تحسينش بايد كرد از آنكه او در تنزيه مقصر نيست . 60 - فاما آن كس كه حقيقت كلام دريافته باشد و تمييز ميان خالق و مخلوق كرده ، بدين تكلفات بارده 46 التفات ندارد و [ از ] اين اختلافات فاسده فارغ است به حمد الله و منه . 61 - اى فرزند دلبند - كه با جان پيوند دارى - جهد كن تا از آنها شوى كه حقيقت اشيا بينى ، نه غواشى عبارات ، چه بيشتر اختلافات از ايستادن بر غواشى و مطلع ناشدن بر حقيقت اين معنى - كه اين غاشيه صورت آن است - ظاهر شده است ، و تقليل پدر و مادر و استاد اين حجاب را غليظتر گردانيده . طالب حق بايد كه به حكم كلمة الحكمة ضالة كل مؤمن 139 - چون گم‌كردهء خود را بيابد ، بدانكه او را بر لباسى ديگر پوشانيده باشند از او اعراض نكند بلكه او را بگيرد و غنيمت داند . و اين معارف در وجود فطرى ايشان كه كل مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه 140 - مركوز بوده در عالم صبغت 47 به لون پدر و مادر و استاد منصبغ شده ؛ لاجرم فرياد
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
[ 43 / 23 ] از نهادشان سر برزده ، و به سبب