تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و نهالها و به زور آن را از ديار شام و ماوراءالنّهر و خراسان و عراق 32 آنجا كشيده و غلمان و كنيزكان را از هندوستان خريده 33 و مجاوران را حق تعالى از اطراف و اكناف عالم به بوى مطلوب آورده ، و آنجا جمع كرده ، نخواهد بود . و نه فعل تسميه عين صفت مسميت و نه صفت مسميت 34 عين ذات توان بود . پس سخن جماعتى كه اسم را عين مسمى گويند به اعتبار آنكه چون گفتيم كه زينب را طلاق داديم 35 افتراق حاصل آمد ، التفات منماى . 51 - فاما اسم حق تعالى نه چنين است 36 ، از آنكه او را تعالى به امتياز حاجت نه بود و نه هست و نه باشد ، از آنكه مخلوق اثر فعل خلق اوست كه از صفت خالقيت او - كه به ذات او قائم است - صادر شده ، به امتياز چه حاجت دارد .
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
. [ 3 / 190 ] چون زيد كه ممكن است ، محتاج نيست كه از كرسى - كه اثرى است ظاهر شده به سبب فعل نجارت او ، و صادر شده از صفت نجاريت او ، كه قائم است به شخص او كه ذاتش مىخوانند ، ممتاز باشد ؛ حق تعالى - كه واجب الوجود است و وجود همهء ممكنات از جود فيض ايجاد اوست و آثارىاند ظاهر شده از فعل ايجاد او كه صادر شده است از صفت موجديت او كه قائم است به ذات او - به امتياز چه احتياج داشته باشد ؟ تعالى الله عما يصفه الجاهلون علوا كبيرا . بلكه اسماء او تعالى قائم است بدان معنى كه من الازل الى الابد او خود را به اسماء حسنى مىخوانده و مىدانسته ، كه هر يك [ از ] اسماء سبب كمال خاتم التراكيب [ است ] به حكم اول الفكر آخر العمل . و مقصود از ايجاد موجودات به حكم كنت كنزا مخفيا 138 - فأحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف او بوده ، و حامل بار امانت معرفت ذاتى غير از او هيچ موجودى نبوده باشد . و بدين سبب اشرف موجودات آمده و به علم اسما مخصوص گشته . چنان كه قرآن بدان ناطق است كه
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
. [ 2 / 31 - 32 ] در وقت تجلى