از اسم خلق تمييز نتوانستهاند كردن 30 . چون تمييز حاصل شود خلاف مرتفع گردد .
49 - پس بدان كه اسم مخلوق جهت تعريف وضع كردند تا از غير خود من ابناء جنسه ممتاز باشد . چنان كه زيد را پسرى است نام او حارث .
چون پسرى ديگر آورد نام او بكر نهاد ، تا چون او را آواز كند از حارث ممتاز باشد [ و ] زود به خدمت پدر شتابد . پس اسم بكر - كه پدر او ، زيد ، وضع كرد - هرگز عين مسماى بكر نبود ؛ از آنكه چون او در وجود آمد قابله به خدمت پدر شتافت و بشارت برد . بعد از آن فكر پدر به وضع اسم پسر منصرف شد . پس اسم پسر - كه بكر است - غير مسماى پسر باشد و غير مسمى كه پدر است . و هركه را اندك عقلى باشد ، اين او را محقق باشد . و يقين داند كه اسم اثرى است از فعل تسميه ، كه آن اشتغال فكر مسمى است به وضع اسمى كه اطلاق كند بر ذات پسر ، جهت امتياز ميان او و پسرى ديگر كه ظاهر شده ، و اين فعل تسميه از صفتى كه مسمى بر آن دال است صادر گشته ، و اين صفت به ذات پدر كه مسمى است قائم . پس هرگز اسم - كه اثر است ، عين تسميه ، كه فعل است - نباشد ، و تسميه عين مسمى - كه صفت است - نتواند بود . و صفت مسميت عين مسمى كه عبارت از ذاتيت كه صفات متعدده به دو قائم است نباشد .
50 - پس وهم را از خود دور كن و بدان كه مسمى عبارت از شخصى است كه متصف است به صفات متعدده . چون مسميت و مفتيت و محييت و غيرها . و از اين صفات افعال متنوعه چون تسميه و افتاء و احياء صادر مىشود . و از هر فعلى آثار متكثره ظاهر مىگردد . چنان كه من به فعل احيا - كه از صفت محييت من صادر شده - شورستانى را در بيابانى دور از عمارات ، قابل عمارت گردانيدم و به فعل تسميه صوفيا بادش نام نهادم ، و به فعل افتا فتوى دادم كه من احيا أرضا ميتة فهى له . هرگز نام صوفيا باد عين آن بقعه كه زمين آن را حق تعالى در به دو خلقت جهان آفريده و آب آن را در زير زمين پنهان داشته تا من آن را اجرا كرده 31 ، و چوب درهاى آن از كوهستان آورده ،
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٩٣