تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
صورى صفات 37 اگر علم اسماء نباشد صاحب تجلى از ذوق معارف تفصيلى 38 محروم ماند . 52 - و اين اسماء قديمه را هم نتوان گفت كه عين ذات است يا عين صفات است . و ادب آن باشد كه بر همان موجب كه در صفات تقرير رفت ، ايمان دارد و به عينيت و غيريت تعرض نرساند 39 . 53 - ديگر جماعتى كه گفته‌اند : حق تعالى موجب بالذات است به اعتبار آنكه هيچ تغييرى در ذات مقدسش پيدا نمىشود ؛ و مراد ايشان اثبات كمال نزاهت او تعالى بود ، تكفيرشان نشايد كرد . 54 - و جماعتى كه او را فاعل مختار گفته‌اند ، كمال قدرت و ارادت او اثبات كرده واجب‌المدح‌اند ؛ از آنكه اگر نه چنين باشد فاقد الارادة باشد و عجز لازم آيد . سبحانه و تعالى عن ان يكون تخليقه كالتراطيب للماء 40 و الاحراق للنار يخلق ما يشاء و يحكم ما يريد على وفق قانون الحكمة و ليس على ما خلق و حكم مزيد . 55 - و ديگر طايفه‌اى كه در كلام حق تعالى سخن گفته‌اند ، و مىگويند كه كتب منزله ، كلام حق است بعينه ، من حيث الحرف و الصوت ، با مدلول آن بهم . مىگوييم : اول معنى كلام فهم مىبايد كرد تا تمييز ميان كلام حق و خلق حاصل آيد . پس بدان كه كلام حق عبارت از نظم دادن امر بيانى است كه مستكن است 41 در قوت ناطقه . و قول اظهار امر بيانى [ است ] منتظم ، تعميما لغيره . و كلام حق تعالى از اينكه گفتيم منزه است ؛ و آن كلامى كه صفت ذات اوست ، ادراك اوست بدانكه او مستحق حمد و ثناست 42 . و اين صفت ذات او را ازلا و ابدا ثابت 43 . و اين كتب منزله بر لوح محفوظ بر وفق آنكه در ام الكتاب مثبت [ و ] مسطور [ است ] . و جبرئيل امين به امر حق در هر وقتى كه ارادت حق اقتضا فرموده ، جهت نظام امور ملكى و ملكوتى فراخور استعداد اهل هر زمانى به پيغمبرى از پيغمبران مىآورده . 56 - و فرق ميان اين كلام 44 و آن كلام جز كاملان مكمل و واصلان موصل به كمال معرفت ذاتى نتوانند كرد . و بيان آن حقيقت ، حالى است نه