مصدر علت باشد يا نه . اگر باشد صفت [ است ] ، و اگر نباشد خالى نه از آنكه علت ظهور آثار باشد يا نه . اگر باشد فعل [ است ] و اگر نباشد اثر . همچنانكه اين مكتوب بر اين ورق اثر فعل كتابت است كه از صفت كاتبيت من صادر شده . و اين صفت به ذات من - كه شخص من است - قائم . [ پس به ] هيچ وجه نتوان گفتن كه مكتوب ، غير فعل كتابت من است ، يا فعل كتابت غير صفت كاتبيت من است ، يا صفت كاتبيت من عين ذات من است كه به چندين صفات ديگر ، چون دهقانى و غيره متصفم ، و از هر صفتى فعلى ديگر صادر مىشود ، و از آن فعل اثرى ديگر ظاهر مىگردد ، و ذات من جز يكى نيست ، و تعدد اسامى و صفات و تنوع افعال و تكثر آثار ، يگانگى ذات مرا زيان نمىدارد ، با وجود آنكه ممكنم ، فكيف واجب الوجود كه ممكن از فيض جود او ظاهر شده .
46 - چون اين معنى دانستى ، بعد از اين بدان كه هر كس كه صفت را عين ذات مىگويد به اعتبار آنكه 29 هرگز ذات او تعالى بىآن صفات نبوده ؛ راست مىگويد . تكفيرش مكن . و آن كس كه مىگويد : غير ذات است به اعتبار آنكه صفت به ذات قائم [ است ] و تقدم ذاتى بالضرورة ثابت ؛ هم راست مىگويد ، تكفيرش مكن . و آن كس كه مىگويد كه صفت نه عين ذات است و نه غير ذات ؛ نظر [ كرده ] بر هر دو صورت - كه در سابق ذكر رفت و حق تعالى خود در صفات ياد كرده - از همه مؤدبتر است ، [ و راست ] مىگويد ، بيقين صفات كمال ، ذات او را ثابت است .
47 - اما نمىشايد كه عين باشد كه اگر عين باشد خود ذات باشد ، و اگر غير باشد تركيب لازم آيد . و اين هر دو شق عقلا منفى ، و صفات نقلا و عقلا مثبت [ است ] . پس لا هو و لا غيره بدين معنى كه گفتيم درست [ آيد ] . و قايل بدان محقق ، و معترف بدانكه صفات كامله ، ذات حق را ثابت است و ليكن كيفيت ثبوت نمىدانيم . و در اين مقام العجز عن درك الادراك ادراك محمود .
48 - فاما طايفه [ اى ] كه مىگويند : اسم عين مسمى است ، و جمعى مىگويند : غير مسمى است ، سبب اختلاف در اين باب آن است كه اسم حق را
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٩٢