تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
شرير ، و از نورانى خير زادى ، شايستى . چون چنين است و يك شخص هم خير و شرير است ، و بدن او مركب از عناصر اربعه است و نفس او كه مدى 27 بدن اوست ، فيض نفس ناطقه است كه او جوهرى است غير مفارق ، و عقل او فيض جوهرى است كه مفارقش مىگويى ، و او را معلول علت اولى مىدانى ، و اول موجوداتش مىخوانى ، و مبدأ عالم امكان او را مىشناسى . و جسم را - كه ظل اوست - مؤلف از دو جوهر صورت و ماده مىبينى و غير از اين‌ها هيچ نمىبينى ، چرا در يگانگى شك 28 مىآرى ؟ ! 42 - پس چون مقرر شد كه عالم امكان بر اين ترتيب از فعل ايجاد يكى ظاهر شده ، وحدانيت ثابت شد به حمد الله و منه ، و اعتقاد جازم مطابق واقع در دل راسخ گشت بلطفه و جوده . 43 - اى فرزند عزيز زنهار ! تا اثبات وجود واجب الوجود نكنى ، به اثبات وحدانيت مشغول نشوى ، و تا اثبات وحدانيت نكنى به تنزيه و تقديس مشغول نشوى . و هر دليلى نيز كه در تنزيه و كمال بر تو وارد مىشود اگر موجب نقض عقدهء توحيد باشد در كنى و عقدهء توحيد را محكم دارى . بعد از اثبات وجود واجب الوجود [ و ] وحدانيت او در تنزيه او تعالى سعى كنى . اگر تنزيه بر وجهى حاصل آيد كه وهنى در عقدهء توحيد ظاهر نشود ، آن معرفت را مغتنم دانى . 44 - و آنچه جنيد - قدس الله سره - فرموده است كه ليس شىء فى الوجود سوى الله تعالى ، چنين فهم كنى كه هيچ چيز وجود ندارد جز ذات حق و صفات او ، كه به ذات او قائم است و مصادر افعال اوست ، و از آن افعال اشيا ظاهر مىشود . پس هرچه موجود باشد يا اثر او باشد كه به سبب فعل او ظاهر شده ، يا فعل او [ باشد كه ] از صفت او صادر گشته ، يا صفت او [ بود ] كه مر ذات او را ثابت [ است ] و به ذات او قائم ، يا ذات او [ باشد ] كه به خود قائم [ است ] و همهء اشيا به دو قائم . 45 - پس بدان كه شىء خالى از آن نيست كه من جميع الوجوه از غير مستغنى باشد يا نه . اگر باشد ذات است . و اگر نباشد ، خالى نه از آنكه