37 - اگر گويند : چه زيان دارد كه جهت نظام امر عالم هر دو اتفاق كرده باشند يكى اظهار نور ، و ديگرى اظهار ظلمت در دو زمان مىكنند تا دو نقيض از يكى ظاهر نشود ، و هر يك به اظهار امرى معين جهت نظام عالم مشغول [ باشد ] ؟ گوييم : بر رفع قادر هستند يا نه ؟ اگر هستند ، از دو يكى عاجز [ باشند ] ؛ و اگر نيستند ، هر دو عاجز [ باشند ] و العجز ممنوع تنسبت الوحدانية .
38 - اگر گويند : چرا اين نوع عجز مانع الوهيت باشد چون عجز از ايجاد ممتنعات مانع نيست ؟ گوييم : قدرت باز بستهء حكمت است و ايجاد ممتنعات از حكم خالى ، و قدرت به اظهار چيزى كه در آنجا حكمتى نباشد باعث نى . از آن سبب محالات موجود نمىشوند .
39 - اگر گويند كه دو نقيض از يكى صادر شود ، هم از قبيل محالات است ؟ گوييم : اگر در يك محل [ و ] و در يك حال صادر شود محال باشد ، فاما اگر در محال مختلفه [ و ] در آنات مختلفه صادر شود ، محال نباشد .
40 - و به نوعى ديگر ابطال اثنانيت مىكنيم ، مىگوييم : هر دو در ذات - من جميع الوجوه - متساوى هستند يا نه ؟ اگر هستند يگانگى ثابت [ شود ] و اگر نيستند ، آن شيئى كه بدان امتياز حاصل است كمال هست يا نه ؟
اگر هست يكى از حليت كمال عاطل ، و النقص ممنوع . و اگر كمال نيست صاحبش معيوب [ است ] و تنزيه الله تعالى به همه وجوه مطلوب .
41 - اگر گويند : چرا نشايد كه آنچه يكى بدان ممتاز باشد در حق او كمال باشد نه در حق ديگرى ؛ تا هر يكى از ايشان [ به كمال ] متصف و [ از ] اين نقصان منزه باشند ؟ گوييم : پس بايد كه از هر يك موجودى ، مناسب كمال او صادر شود و مبدأ عالمى گردد برأسه . و در واقع بر خلاف اين است ، از آنكه عالم امكان به ترتيب از يكى صادر شده و آباى علويه و امهات سفليه بر همان نهج كه آفريده شده به كار خود مشغول [ اند ] و مواليد ثلاثه از فعل و انفعال ايشان حاصل ، و در هر نفسى خير و شر منطبع . و اگر دو عالم از هر دو صادر شده بودى ؛ يكى نور [ بودى ] و ديگرى ظلمت . و از آباء و امهات ظلمانى
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٩٠