تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
زمانى همچو تقدم پدر بر فرزند ؛ يا مكانى همچو تقدم امام در محراب بر مأموم . و اگر من حيث العلى باشد همچو تقدم فعل كتابت بر مكتوب . و علت ظهور اثر مكتوب فعل كتابت است كه صادر شده است از صفت كاتبيت 21 ، كه قائم است به ذات كاتب . 29 - و تقدم مصدرى همچو تقدم صفت كاتبيت است بر فعل كتابت . و فرق ميان تقدم مصدرى و على آن است كه معلوم واجب است كه مقارن علت باشد ، و واجب نيست كه فعل كتابت مقارن صفت كاتبيت باشد ، از آنكه كاتب باشد كه بارى 22 از او فعل كاتب صادر نشود فاما هرگز فعل كاتب نباشد كه مقارن او اثر مكتوب ظاهر نشود . و تقدم ذاتى همچو شخص زيد است كه كاتبيت 23 و نجاريت و حائكيت و غيرها من الصفات ، به دو قائم است . 30 - و ذات واحد را شايد كه صفات بسيار باشد . و تكثر صفات و اسماء ، وحدانيت ذات را زيان ندارد . و بدان سبب كه هر صفتى مصدر فعلى ديگر شود كه از آن فعل اثرى مناسب آن فعل به ظهور پيوندد ، همچو مكتوب از كاتب ، و كرسى از نجاريت ، و كرباس از حياكت ، تغييرى به ذات واحد راه نيابد . و صفات افعالى اشارت به امثال اينهاست همچو خالقى و رازقى و نافعى و ضارى و غيرها . فاما صفات ذاتى منزه است از آنكه مصدر افعال باشد . و نشايد كه ظهور احيا از صفتى كه اسم حى بر آن دال است تصور كنى ، بلكه از فعل احيا كه صفتى 24 اسم محى بر آن دال است صادر شده دانى . و همچنين تعليم از صفتى كه اسم معلمى بر آن دال است . نه از صفتى [ باشد ] كه اسم علمى بر آن دال [ است ] . و صفت محيى و معلمى جز ذات حى عليم را ثابت نه . 31 - و بيقين بدان كه بسايط محتاج نيستند كه هر صفتى از صفات ايشان را عضوى مخصوص باشد جهت آن صفت ، چنان كه حيوانات را هست . آخر در آب نگر كه بسيط نسبى است و به صفات متعدده ، چون سيالى و رطبى و باردى و غيرها موصوف است ، و محتاج آن نه كه جزوى معين از او مجرى صفتى خاص از صفات او گردد ، فكيف بسيط حقيقى .