تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مقدور را . 24 - اگر گويند كه : تو حكم جميع صفات به ادراك حوالت مىكنى ، مگر ميل تو به مذهب جماعت است كه احكام جميع صفات را به علم راجع مىدانند ؟ گويم و بالله التوفيق كه ادراك الوان مختص به بصر است ، و ادراك اصوات به سمع . اگر عالمى كه به انواع علوم منقوله و معقوله متحلى باشد ، و يكى از اين دو ندانسته باشد هرگز نتواند فرق ميان بياض و سواد و صوت بلبل و نهيق حمار كردن . و يقين حاصل كه ادراك آن كه يكى نصف دو ، و جزو ده است و كل بزرگتر 18 از جزو است ، عين آن ادراك نيست كه فرق كنند ميان سياه و سپيد . پس مىبايد دانست كه ادراك مبصرات مختص به لطيفه مدركهء بصرى است و از آن مسموعات به سمعى ، و از آن معلومات به علمى . 25 - و خداى را اسماء حسنى است كه بر صفات مثلى دال است .
لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
[ 34 / 3 ] لا يشغله شأن عن شأن و لا يشبه عليه اختلاف اللغات مطلع على ما فى ضمير الخلائق من الحاجات منزه فى الذات و الصفات عن المساوات بالمخلوقات . و چگونه مساوات تصور توان كرد ، و همهء مخلوقات آثارىاند كه ظاهر شده‌اند از افعالى كه صادر شدند از صفاتى كه 19 ثابت‌اند ذات او را ازلا و ابدا . 26 - و ممكن نشود فهم سبق ذات بر صفات و سبق صفات بر افعال و سبق افعال بر آثار ، تا معلوم نكنى كه تقدم از آن بيرون نباشد كه من حيث الذات باشد يا نه . اگر نباشد ، از آن بيرون نباشد كه من حيث المصدرى باشد يا نه . اگر نباشد از آن بيرون نباشد كه من حيث العلى باشد يا نه . اگر نباشد از آن بيرون نباشد كه به سببى از اسباب باشد مرتبية او زمانية او مكانية يا نه . اگر نباشد ، آن تقدم طبعى است كتقدم الواحد على الاثنين . 27 - و فرق ميان تقدم طبعى و ذاتى آن است كه يكى نصف دو و جزو عشره باشد . و ذات از اين منزه ، بلكه وجود همهء اشيا اثر فيض ايجاد موجدى اوست ، و بقاى همه به فيض ابقاء مبقى او 20 ، و قيام همهء اشيا به قيوميت او . 28 - و اگر به سببى از اسباب باشد همچو تقدم استاد بر شاگرد ؛ يا
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 187 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى