هرچند اين شخص را كه محبوب تو بود در جنب خود مىديدى ، و ليكن در آن وقت مارى يا كژدمى در زير جامهء تو بود كه از هول آن چنان كه مراد تو بود از مشاهدهء محبوب نمىتوانستى آسود . چون بىتشويش اهوال قيامت و جواز بر صراط و ورود در جهنم به حكم نص صريح كه
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا
[ 19 / 71 ] در بهشت عدن به مشاهدهء كريمهء محبوب مطلق و خداوندگار به حق مشرف شوى و بر سرير مقعد صدقت بنشانند و جام مالامال بادهء وصال بر دست ساقى
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
[ 76 / 21 ] گردان كند و به استيفاى لذات باقيه در مملكت جاويد منشورت نويسند ، در مشاهدهء محبوب ذوقى يا بى كه هرگز اين مشاهده را و اين ذوقى كه در اين مقام حاصل شده باشد ، به آن مشاهده و آن ذوقها [ ى ] پيشين نسبت نتوان كرد .
42 - ما خود امروز در سلوك مىيابيم كه به قدر رفع حجاب ، تجليات صافيتر و مشاهدات خوبتر مىشود . و به هر تجليى كه بر آيينهء لطيفهء انانيت مىآيد آن آيينه را صفا مىبخشد كه از اين تجلى صد چندان برخوردارى مىيابد كه از تجلى اول مىيافت .
43 - و حسن جمال محبوب بىنهايت است و به قدر صفاى آيينهء تو از آن حسن تمتع مىتوانى يافتن . پس هرچند حجبات رقيقتر ، تجليات صافيتر ، و هرچند مشوشات كمتر ، ذوق مشاهده بيشتر ، و هرچند تجليات متواتر ، صفاى آيينه زيادتتر ، و هرچند صفاى آيينه زيادتتر ، حسن آن جمال در مشاهده كاملتر . چون آن حسن بىنهايت است هرگز تا ابدالآباد ذوق را نهايت نباشد و سير مرد در بهشت در ذوق بىنهايت افتد . و امروز نيز هركه و اصل شد به عالم الهى ، سير او نامتناهى گشت . بيش از آن نيست كه در عالم شهادت است مادام از استشمام روايح عالم كون و فساد و تناول شراب و طعام كه بدين عالم تعلق [ دارد ] ظلمتى در باطن ظاهر شود كه رقت حجاب را به غلظت مبدل مىگرداند . و از اينجا مصطفى - صلى الله عليه و سلم - كه بهتر و مهتر موجودات بود مىفرمايد : و انه ليغان على قلبى و انى لاستغفر الله فى كل يوم سبعين مرة 123 - .