تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
آتش مشاهده مىكنى ، نسيم رحمت نفس الرحمن را از رهگذر باد به مشام متولدات مىرساند و متنسم مىشود و زلال حيات را در صورت كوزهء آب در حلق تشنهء جان كه تشنگان باديهء عالم تركيب را بدان سيراب مىدارد ، و گنج معرفت قيومى را در كنج زاويه‌هاى خاك طلب كن ، و متيقن باش كه اين گنج در وى تعبيه است . و به ظلمت و كثافت او منگر ، كه آن را طلسم گنج ساخته‌اند تا هر كس راه بدان نبرد . و چون در صورت او نگرد از وى متنفر گردد ، تا آن گنج 14 به دست اغيار نيفتد . فاما اگر طالب آن گنجى 15 ، روى به درگاه حبيب - عليه السلام - آر 16 ، و كليد آن گنج را [ كه ] كلمهء طيبهء لا إله الا الله محمد رسول الله است ، بستان ، و سر گشودن 17 آن طلسمات بدين كليد از استادان طريقت در دكان بياموز ، تا گشودن آن گنج بر تو آسان شود . و چون به سر گنج رسى زنهار مغرور مشو و در حضرت نبوت و ولايت پيوسته مؤدب مىباش كه اين گنج را نهايت نيست تا به اندكى قانع نشوى و از بسيارى باز نمانى . 39 - و بيقين بدان كه اگر هر دم گنجى بيابى و آن گنج را نثار حق نكنى ، به گنجى ديگر ، گران‌مايه‌تر از آن راهت ندهند . پس بايد كه دايم انفاس خود را عزيز دارى و در صرف كردن گنج كه يافته‌اى تقصير روا ندارى ، تا هر دم گنجى ديگر يا بى كه گنج اول نسبت به آن نقره باشد نسبت با زر ، و زر نسبت با لعل ، و لعل نسبت با ياقوت ، و على هذا القياس الى ما لا يتناهى ابد الآباد اولا در حبس قفس قالب به امر حق محبوسى ، به موت اختيارى ، حجبات نورى را مىبايد كه رفع كنى تا به سر گنج اول رسى . بعد از آن در موت كبير اخير به سر گنج آخر رسى . بعد از آن در قيامت و خلاص آن در برزخ به سر گنج ظاهر رسى . بعد از آن چون از حساب و كتاب و هول و عتاب فارغ شوى به سر گنج باطن رسى . حقيقت اين گنجها از آنجا دريابى و به ذوق كامل منزه از مكدرات و منقصات آنجا رسى ، و چنان پندارى كه اين همه گنجها كه پيش از آن يافته [ اى ] پندارى بوده است . چنان كه در بيت شيخ محقق ابو سعيد ابى الخير - قدس الله سره - گفته است در حال جان دادن ، چون اصحاب از
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 167 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى