خدمتش پرسيدند كه در پيش جنازهء شما كدام آيت برخوانيم ؟ فرمود كه كلام حق از آن شريفتر است كه در پيش جنازهء همچو منى توان خواندن . گفتند :
خاموش باشيم اگر خواهيم ؟ فرمود : اگر خواهيد اين دو بيت را برمىگوييد :
بيت
خوشتر ازين در جهان دگر چه بود كار 122 - * دوست بر دوست رفت و يار بر يار
آن همه اندوه بود وينهمه شادى * آن همه پندار بود وينهمه ديدار
40 - و در عنفوان وصول روزى شيخ ابو على دقاق در تجلى سخن مىگفت بر سر منبر ، و خلق بسيار حاضر بودند . شيخ ابو سعيد جوان بود هم به سال و هم به حال ؛ برخاست و گفت : شيخا اين حال بر دوام باشد ؟ شيخ ابو على فرمود : بنشين ، نباشد . باز چون سخن گرم كرد و او از گرمى باطن خود برخاست و گفت : شيخا اين حال بر دوام باشد ؟ باز فرمود : بنشين كه نباشد تا بار سيم چون برخاست و گفت : اين حال بر دوام باشد ؟ باز فرمود كه نباشد .
شيخ ابو سعيد گفت : اگر باشد ؟ شيخ ابو على در جواب گفت : اگر باشد از نادرها باشد . شيخ ابو سعيد چرخ مىزد و مىگفت : اين از آن نادرهاست .
فاما چون به در مرگ اضطرارى رسيد و حقيقت غطاى
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ
[ 50 / 22 ] به كلى مرتفع شد آنچه اول 18 ديده بود او را پندار نمود . چنان كه در آن دو بيت نظم فرموده است . بر همين قياس دار قيامت كبرى را بعد از از قيامت ديدارى كه در بهشت ميسر شود ان شاء الله كه فهم كند .
41 - اما حجة الاسلام غزالى - قدس الله سره - در اين باب مثلى خوب زده است و گفته كه مشاهدهاى كه در موت اختيارى حاصل شود همچنان دان ، كه در وقت صبح مىبينى كه شخصى مىآيد . و مشاهدهاى كه بعد از موت كبير اخير اتفاق افتد ، همچنان باشد كه در وقت طلوع آفتاب بينى اين شخص را [ كه ] مىآيد و نزديك رسيده باشد . و مشاهده [ اى ] كه در قيامت كبرى خواهد بود ، چنان فهم كن كه آفتاب به مقام استوا رسيده باشد . و اين شخص را كه مىديدى مىآمد و در جنب خود استاده بينى . و مشاهدهاى كه در بهشت خواهد بودن ، چنان بايد دانست كه در وقت استواى آفتاب ؛