لطف او همچون گل خندان مىباشيد . چون از اين عالم فانى كه مظهر مكر و استدراج است به سلامت بيرون رويد و معانيى كه در اين عالم بر لوح وجودتان نقش شده بود در عالم برزخ شسته شد و از اهوال قيامت خلاص يافتيد و به عالم آسايش دارالسلام رسيديد و از همه اندوهى و خوفى سلامتى يافتيد و از چپ و راست آواز سلاما سلاما شنيديد و محمود العافية گشتيد و در كعبهء امان وصال آمديد و جمال وجه ذو الجلال مشاهده كرديد و از زحمت قيل و قال خلاص كلى يافتيد بعد از آن جز ذوق بر دوام و جام مدام از دست محبوب قيام بىتكرار ليالى و ايام هيچ چيزى ديگر صورت نبندد ، ان شاء الله العزيز و ما ذلك على الله بعزيز .
47 - ديگر ختم اين رساله بر وصيتى مىكنم كه چون به گوش و هوش آن را استماع كنى از حال خود هم در حال خود و هم در مآل خود تمتع يا بى ، ان شاء الله تعالى .
48 - بيقين بدان كه هر حقيقتى كه بر تو كشف شود اگر موافق سنت مصطفى و كتاب خدا نباشد آن حقيقت در حق تو مكر و استدراج است و به سبب ترك ادبى از آداب شريعت ترا بدان مبتلا كردهاند هم در حال بايد كه غسل اسلام تازه كنى و دست در دامان عصمت مصطفى - صلى الله عليه و سلم - كه عروة الوثقى [ عبارت ] از آن است زنى ، و به حضرت عزت بنالى ، و از حق تعالى درخواهى تا ترا بر متابعت او بزاياند 20 و بميراند . و تا آن حقيقت را كه بر خلاف سنت بر دل تو نقش شده است نفى نكنى ، يك دم از تضرع و ابتهال و التجا به حضرت ذو الجلال غافل نشوى .
49 - استاد طريقت جنيد - قدس الله سره - مىفرمايد : ما وصل أحد الى الله تعالى الا بالله و من جعل السبيل الى الوصول الى الله عز و جلّ غير متابعة المصطفى ضل .
50 - و شيخ شبلى - قدس الله سره - با اصحاب مىگفت : خذوا خاطرى فى حال سكرى و حال صحوى فما كان يوافق الكتاب و السنة فهو حق و الا فليس هو به حق .
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٧١