تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
شود و ممثل و مصور حق باشد تعالى و تقدس عن المثل و الصور . 32 - اما اهل صورت كه به سلوك مشغول نباشند و اصحاب ولايت كه سلوك بكمال كرده باشند ، شايد كه واقعه‌اى بينند كه به ظاهر تعلق داشته باشد . خود ديدن شيخ مريدان را آن است تا بر حال ايشان اطلاع يابد ، و ديدن رعيت پادشاه را 11 ، و پادشاه رعيت را و احوال مملكت را . و اين مجموع به ظاهر تعلق داشته باشد به نسبتى حق تعالى در باطن ايشان نهاده و ظاهر را بر آن مرتب كرده . و ليكن عوام را از باطن نصيبى نباشد در آن وقايع به خلاف شيخ كه شيخ را هم از باطن نصيب باشد و هم از ظاهر ، فايدهء اطلاع بر احوال مريدان حاصل شود . پس ديدن صفات جمالى و جلالى حق را در صور مختلفه بر ارادت روحانيت ولى و نبى قياس كند همچنان‌كه در بدايت ، حق تعالى از راه وساطت ارواح ملايكه را در صورت مختلفه به دو نمود تا از ايشان فايده مىستاند . بعد از روح ولى را كه شيخ اوست پرده در مقام وساطت برداشت و به دو مىنمود تا فايدهء مجمل و مفصل از ظاهر و باطن او مىستاند . بعد از آن روح نبى - عليه السلام - قوت اقتباس فوائد حاصلش آمد و ولايت و نبوت و ارادت متحد شد . بعد از آن صفات جمالى و جلالى خود را واسطه گردانيد تا همچنان‌كه به واسطهء القاى ملكى راه به ولايت يافت و از تربيت ولى قوت اقتباس فوائد از باطن نبى حاصل كرد و به واسطهء متابعت نبى شايستهء تجليات جمالى و جلالى شد . بعد از اين پرتو انوار صفات جمال و جلال قابل تجلى ذات گردد . 33 - و بايد كه مصور آن صور صفات جمال و جلال حق را داند و او را از صورت منزه ، و از جهت و كيفيت مقدس شناسد .
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
[ 42 / 11 ] و هو خالق كل شىء و مصور كل حى . 34 - و در اينجا اسرار بسيار است و شناختن ذات اگر در عمر تأخير بود و اشارت حق دررسد به تفصيل بيان كرده آيد . و اميد مىدارم كه در حقائق الرقائق كه فرزند اعز اكرم اخص وجيه الدين ابو المحاسن عبد الله - لا زال وجيها عند الله - را وعده كرده‌ام كه خواهم نوشت ، شرح داده آيد