كه در هيچيك از مفردات و مركبات علوى و سفلى غيبى و شهادى نبود از نهادش سر برزد ، و آن لطيفهء انانيت كامله است كه آيينهء تجليات ذات و صفات شده مدرك وراى آن عكس جمال - كه در آيينه پرتو زده است - آمد و ذوق آن دريافت . در اين مقام چون حجبات باطل حقيقتنماى از پيش او بر خيزد و عكس جمال را در آيينهء انانيت خود مشاهده كند به نسبت حقيقتى كه 6 در ضمن امر مودع بود و در وقت ظهور كاتبيت بر لوح عقل مسطور ، و در عين كتابت مضمر ، و على سبيل التدرج در هر وجودى از موجودات مفرده و مركبه تربيت يافته ، و در معراج به سدرة المنتهى انسان و اصل شده ، و به مرتبهء آيينگى رسيده ، و قابليت بكمال حاصل كرده ، لا بد است كه از ذوق اين تجلى يكى ترنم رأى قلبى ربى 120 - آغاز كند ، و ديگرى سرود لم أعبد ربا لم أره 121 - سراييدن گيرد .
25 - و اگر آن حجبات دفعة واحدة از همه وجود بيننده مرتفع شود و نعوذ بالله محفوظ ولايت نباشد در بدايت مشاهده نعرهء سبحانى ما أعظم شأنى از همهء وجودش برآيد و فرياد انا الحق از نهادش سر برزند . اما اگر پروردهء عنايت باشد و در حجرهء ولايتش تربيت بكمال داده ، چون به شرف تجليات صفات حق مشرف [ شود ] به زبان عجز و مسكنت از سر نياز تمام آواز برآرد كه أنا التراب و أنت رب الارباب . آخر نه رب الارباب از بهر اين سرش مىگويند كه هر سالكى را از سلاك راه حق چون نظر بر حقيقتى 7 - كه در همهء اشيا ، چنان كه در صورت رقايق و دقايق و شقايق ياد كرديم ، موجود بود - افتاد آن را به حقيقت و ربوبيت گرفت و إله خودش ساخت . آخر نمىشنوى كه حق تعالى چه مىفرمايد و كلام مجيد 8 از راه استفهام به معنى انكار ارباب المتفرقة خبر [ مىدهد ] :
أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
[ 12 / 39 ] . آخر كلمهء لا إله الا الله نه بهر اين معنى فرستادند تا بدان كلمه نفى إله دروغى كنند و إله حقيقى الله را دانند و الهيت را در الله مثبت گردانند . آخر در مقامات ابراهيمى نمىنگرى كه بتدريج چگونه از همه بر گذشت و متوجه قبلهء
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
[ 6 / 14 ] گشت ؟