تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
45 - و آنچه او را خفى مىگويند ، مرادشان ام الكتاب است كه تا نور او بر سالك نتابد او در دايرهء اسلام قدم نتواند نهاد . و هيچ فرقه‌اى از فرق به سر ام الكتاب جز امت حبيب الله نرسيده‌اند . مسافران آفاقى تا عقل مىرفته‌اند و آنجا مىمانده ، و مسافران انفسى تا شقين روح مىرسيده‌اند و آنجا ساكن مىشده . 46 - مقصود آن است كه چون نامهاى ايشان بدانستى ، بدان كه بزرگان اول حقيقت چيزى را درمىيافته‌اند ، بعد از آن او را نامى مىنهاده‌اند جهت ارشاد ، تا تفهيم ديگرى تواند كرد . آخر نمىبينى كه چيزى در اقليمى نيست كه به زبان اهل آن اقليم آن چيز را نامى نيست . مثل نبات و شكر چون در تركستان و مغولستان نيست ، در تركى و مغولى آن را نامى نيست 126 ، و در همه زبانها حق - سبحانه و تعالى عز اسمه - را نامهاست . از اينجا معلوم مىشود كه خواجه - عليه السلام - فرمود كه كل مولود يولد على الفطرة 127 103 - فابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه . محض حق است كه در همهء اديان معرفت حق مركوز است . و دين او را كه حق تعالى فطرى گفت ، از اين است كه اگر پدر و مادر و صحبت بدان در وجود انسان تصرف نكردندى ، و او را بر فطرت اصلى خود بگذاشتندى او را از راه فطرت ميل بدين دين افتادى .
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
. [ 30 / 30 ] 47 - اما جماعتى خواستند تا مسمى را از اسم بدانند ، سالها جان كندند و خون خوردند و صد هزار جزو از كاغذ در روى زمين سياه كردند ، همچون خر خراس گرد خود مىگرديدند 128 ، و بر مثال عنكبوت مىتنيدند ؛ نه در خود توانستند رفت تا اسرار عالم انفس را مطالعه كنند ، نه بيرون توانستند سفرى كرد تا عجايب صنايع عالم آفاق را تفرج كنند 129 . مشتى در تاريكى مىزدند و با خود خيال‌بازى مىكردند ، و بدان خوش كه 130 اطفال طريقت را در شب ديجور بشريت بدان شعبده‌ها فريبى مىدهند و لقمه‌اى حاصل مىكنند . و عمر عزيز را بر باد مىدهند .