تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
48 - پس اى عزيز من سعى كن تا در ملك و ملكوت 131 عالم انفس - كه عالم صغير است از راه جثه و عالم كبير است از راه معنى ، از آنكه هرچه در ملك و ملكوت عالم آفاق هست همه در ملك و ملكوت عالم تو هست چنان كه شرح آن داده‌ايم . و در تو امانت ام الكتاب ، كه از عالم جبروت است ، در وقت تخمير طينت به خودى خود در تو وديعت نهاده ، و بدان سبب مقعد صدق مقام تو شده است كه
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
[ 54 / 55 ] و در ملكوت آفاق نيست - سير كنى ، تا چون داد آداب در مقام عنديت - و آن محافظت اسرارى است كه در ام الكتاب مودع است - بدهى ، و به حكم آنكه مصطفى - عليه السلام - فرمود : نحن معاشر الانبياء أمرنا ان نكلم الناس على قدر عقولهم 104 - ، زيادت از ادراك افهام و عقول جهت خودنمايى تشدق و تكلف نكنى 105 - و مردم مبتدى را در تيه ضلالت ميندازى 132 و مقلدان عوام را خصم خود نسازى . 49 - چون داد اين مقام داده باشى ، جذبات لطف الهى از عالم لاهوت دررسد و ترا از عالم جبروت - كه مقام عنديت است - در ربايد كه
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
[ 57 / 4 ] اشارت بدان است . و لطيفهء انائيت را كه در وقت تخمير طينت تا اينجا در سير بود ، به عالم لاهوت رسانند و تشريف معيت در وى پوشانند و شراب وصلش بنوشانند . ان شاء الله تعالى ، و اگر بر خلاف اين ، به افشاى اسرار پيش يار و اغيار مشغول شوى ، به حكم آنكه استاد طريقت - شيخ جنيد - مىفرمايد كه افشاء سر الربوبية كفر 106 - ، داغ كفر بر ناصيهء جبينت نهند ، و طوق لعنت در گردن دل انداخته ، به عالم خاكت اندازند . 50 - زنهار كه به حالات و واقعات و تجليات مغرور نشوى . حكايت بلعام و برصيصا نشنيده‌اى كه ايشان را سير بدين مقام رسيده بود 133 كه در ام الكتاب بر اسم اعظم حق مطلع شده بودند به سبب ترك ادبى از آداب اين مقام چگونه منكوب و مخذول شدند ، و با شيطان لعين قرين گشتند 134 ، و جهت عبرت سالكان راه حق ايشان را بردار لعنت كشيدند . اللهم انى أعوذ بك من الحور بعد الكور ، و أعوذ بك منك يا ارحم الراحمين و لا تكلنى الى