تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
است از راه صلح ، و تجليى است از راه عتاب ، كه به نظر عتاب سالك را مؤدب و مهذب مىدارد 138 ، و از صفات ذميمه‌اش پاك مىكند ، و به اوصاف حميده‌اش اتصاف مىدهد ، و اخلاق پسنديده در او مىنشاند ، و به نظر صلح سلاسل 139 دواعى شوق و عشق را در او مىجنباند ، و درد طلب را در باطنش تازه مىگرداند . و از اين دو تجلى بهشت و اهل بهشت در وجود آورد و مظاهر اين دو نظر گردانيد . اما تجلى قهرى - كه به واسطهء شيطان است - هم بر دو نوع است : يكى تجلى بطشى است كه جاهلان كفره 140 و مقلدان اهل شرك را از آن تجلى به دركات دوزخ مىفرستد . دوم تجلى مكرى است كه مرتاضان طريقت ايشان را و حكماى محقق اديان ايشان را ، بدان تجلى به اسفل دركات مىرساند ، و شراب حميمشان مىچشاند . و دوزخ و اهل دوزخ را مظاهر اين تجلى قهرى دان . 56 - فاما تجلى خاص كه نزديك محققان طريقت و پيشوايان شريعت حبيب الله - عليه السلام و رضى الله عنهم - آن را اعتبار تمام است در اطلاق اسم تجلى . و آن تجلى بىواسطه هم بر دو قسم است 141 : جمالى است و جلالى . به تجلى جمالى لطيفهء انائيت را حيات باقى مىبخشد ، و انس دل با حضرت صمديت ثمرهء اين تجلى بود 142 . و به تجلى جلالى لطيفهء انائيت را از اوساخ كدورات عالم فانى و آفاق و انفس پاك مىگرداند ، و هيبت حضرت الوهيت در دل ثمرهء اين تجلى باشد . بعد از مدتى كه در اين تجليات لطيفهء انائيت را تربيت داده باشد ، و قوت تحمل تجلى ذات حاصل آمده به تجلى ذات مخصوصش گرداند ، و لطيفهء انائيت او آيينهء وجه الله گردد ان شاء الله تعالى . 57 - پس از آن پاى در دامن بايد كشيد ، و دست از كونين فروافشاند و سر به گريبان تحير فروبرد و مىگفت : بيت
جهان را بلندى و پستى تويى * ندانم چه‌اى هركه هستى تويى 143
شعر
قد تحيرت فيك خذ بيدى * يا دليلا لمن تحير فيكا