تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
لطيفهء انائيت به ظهور آيد ، جهت آن است كه تا همچو فرزند دلبند - كه محل لطيفهء انائيت است - حاصل آيد ، و در اين محل آن لطيفهء لطائف متفرقهء ملك و ملكوت عالم آفاق جمع كرده‌اند و بدن باقى به دست آورده از راه معراج كه
ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ
[ 32 / 5 ] اشارت بدان است ، روى به حضرت عزت نهد . بالاتر از خود تركيبى ديدى ، مشتاق‌تر از خود موجودى را نام شنيدى 88 ، چالاك‌تر از خود سالكى يافتى ، چرا روى از خود بر تافتى . بيت
نخستين فطرت پسين شمار * تويى خويشتن را به بازى مدار
بيت
به چشم عقل ببين اى گزين هر دو جهان 89 * كه بر طفيل تو افلاك مىكند دوران
چندين هزار هزار سال است كه من در كتابتم 90 ، اين اسرارى كه از جهت آدميان بر لوح سر - كه در عالم انفس ايشان درج است - نوشته‌ام 91 ، جهت هيچ موجودى ديگر ننوشته‌ام . نخوانده‌اى در قرآن عظيم و فرقان كريم كه
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
[ 55 / 4 ]
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
[ 8 / 17 ]
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
[ 50 / 16 ] و اخواتها من الآيات المتفرقة فى التنزيل . 34 - باز پس رويم . در خود سير كن تا به ام الكتاب رسى . آفاق پوست بيرون بدن تست 92 ، از پوست مغز مىطلبى ، بيرون از تن دل مىجويى . طبل و علم پادشاه را در قلب جويند 93 تو در ميمنه و ميسره مىجويى . پادشاه را در تختگاه طلبند تو از تختگاه بيرون آمده‌اى روى به كوه و بيابان نهاده‌اى ، چه مىطلبى ؟ نشنيده‌اى كه حق تعالى مىفرمايد : لا يسعنى أرضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن الوداع ؟ 98 - [ ندانسته‌اى كه موسى - عليه السلام - گفت : يا رب أين اطلبك ؟ 99 - فرمود : فى قلب عبد المؤمن الوداع التارك الضعيف 94 ] . بيت
تو به قيمت وراى دو جهانى * چكنم قدر خود نمىدانى