باشد كه از چنين مخاطره كه به مذهب امام جعفر صادق - عليه السلام - و ابو حنيفه و مالك و سفيان و احمد - رحمة الله عليهم اجمعين - حرام محض باشد ، احتراز كند ، و آنچه شيطان او را مىگويد كه به مذهب امام شافعى - رحمه الله - رواست ، مسموع ندارد ؛ از آنكه در كتاب ادب القضاء امام شافعى - رحمه الله - فرموده است كه السماع لهو مكروه و يشبه الباطل و لو دوام عليه صاحبه يصير فاسقا و ترد شهادته . و يا ليت كه فساد سماع همين قدر بودى كه مجتهدان فرمودهاند . اين بتر كه شيخ جنيد - رحمة الله عليه - مىفرمايد من اصغى اليه بنفس تزندق . و اين مستخرج از آن آيت است كه ياد كرديم 172 .
342 - و اين مشكلتر كه امروز اين سماع كه از راه طبع بىمحافظت شرائط مىكنند ، حقانى مىدانند و اين تغير را وجد رحمانى مىخوانند ، بر حق تعالى افترا مىكنند و به دوزخ مىروند . و اگر كسى نصيحتشان مىكند 173 به دو استهزا مىكنند و مىگويند : بيچاره از اين ذوق محروم افتاده است ، و در جواب مىگويند :
سرى كه به ذوق عشق معلوم شود * آن با دگرى به درس نتوان گفتن
- و در پوستين علما افتند و مىگويند :
آنها كه از اين پيالهنوشى بزنند * بىهيچ شكى خانهفروشى بزنند
از عادت و رسم خويش بيرون آيند * بر مدرسه بگذرند و دوشى بزنند
- و گلبانگ بر علم و عمل زنند 174 86 - و خود را عاشق نام كنند و بىحيايى را مرتبهاى عالى نهند و رقص كردن با مردان و دست در آغوش كردن و چرخ زدن را از وصول شمرند و از درجات عالىترين طريقت 175 اين نظربازى و پاى كوفتن را دانند ، و در منكران خود به چشم ترحم نگرند و گويند : بيچارگان از اين ذوقها محروماند .
343 - و اين مدبران ندانند كه اين نصيحتكننده وقتى كه قدم در طريقت مىنهاد از اين ذوقها توبه كرده است و از اين همه درگذشته ، بعد از آنكه بر مضرت و منفعت هر يكى اطلاع يافته ، روى به حق آورده و پشت بر باطل كرده ، و تمييز ميان سماع طبيعى و حيوانى و شهوانى و رحمانى و روحانى ،