تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

فصل ششم در سماع و شرائط آن

334 - بدان اى عزيز كه سماع دارويى است كه اگر مفردش خورد و به ادويهء صالحه ديگرش تركيب نكند 163 ، زهر قاتل باشد و اگر به افراد ادويهء صالحه - چنان كه حكماى طريقت فرموده‌اند - جمعش كند بيماران خلوتى را كه قدم بر فرق دنيا نهاده باشد و ترك ما سواى حق تعالى كرده و در ميدان مجاهده و رياضت نفس ، گوى مسابقت ربوده و در وقتى معين از اوقات و حالى خاص از احوال عظيم نافع بود تا حدى كه هرچه 164 فرض كند آن سماع در آن وقت عظيم القدرتر بود و به يك دم سالك را چندانى ترقى دهد كه سالها به مجاهده و رياضت و طاعت ، دست ندادى 165 . 335 - اما تمييز حق از باطل در سماع به‌غايت مشكل است للطافته و خفائه و امتزاج الحق و الباطل فيه . اگر مىخواهى تا شمه‌اى از حقيقت و باطليت او معلوم كنى ، گوش و هوش به من دار 166 ، و پنبهء هوا از صماخ جان بيرون كن ، و بدان كه حق تعالى در تمامت نفوس قوت استماع نهاده است و به قدر قوت استماع ذوق آن مىباشد . چنان كه بچهء شيرخواره كه گريه مىكند 167 و در خواب نمىرود چون دايه به آوازى حزين ، چيزى بر وى مىگويد و او گريه ترك مىگيرد و در خواب مىرود . و اين سماع طبيعى است .