318 - ديگر زنهار تا غيبت نكنى مسلمانان را ؛ از آنكه حق تعالى مىفرمايد :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
. [ 49 / 12 ] چون به لفظ برادر فرمود و معين فرموده است كه
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
[ 49 / 10 ] غيبت مؤمنان نشايد كرد . اما اگر مؤمنى جلباب حيا باز كرده باشد و فسق مىكند و مردم را به فسق خود دعوت مىكند 151 غيبت او شايد كرد ، كه مصطفى عليه السلام مىفرمايد : لا غيبة الا للفاسق 81 - . و اگر مبتدعى باشد كه در صورت صلاحيت خود را به خلق مىنمايد و در معنى به بدعت دعوتشان مىكند ، فرضى واجب باشد غيبت او كردن ، و سيرت ناپاك او را بر خلق ظاهر گردانيدن . و هركه تقصير كند مجرم باشد .
319 - اما بدان كه غيبت چيست ، تا فرق ميان غيبت و بهتان توانى كرد . غيبت آن است كه عيبى در شخصى باشد در غيبت ، و با كسى گويى ، يا خلقى را از آن حكايت كنى كه او از آن بخواهد رنجيدن . اما [ اگر ] آنچه در وى نباشد ، گويى ، آن خود بهتانى عظيم باشد و افكى اثيم و عقوبتى اليم را مستحق شده باشى . نعوذ بالله من الغيبة و البهتان و النميمة و ما شاكلها من العصيان .
320 - اى عزيز ! جهد كن تا زبان تو از غيبت و نميمه و بهتان و شتيمه 152 82 - و دروغ پاك گردد تا شايستهء آن شود كه مجرى ذكر حق گردد و پيوسته در محو صفات ذميمه ، چون حرص و بخل و شهوت و غضب و حقد و حسد و بغض و كبر سعى كن ، و طالب اخلاق حميده باش . و تبديل اخلاق ممكن نباشد الا به تربيت شخصى كه اخلاق او را شخصى ديگر مهذب گردانيده باشد مسلسلا الى النبى - عليه السلام ؛ از آنكه يمكن كه او را خلقى نيك نمايد و آن خلق بد باشد . چنان كه سخاوت را مىپندارد كه خلقى نيكوست ، در بذل مال تبذير كند ، از اخوان شياطين گردد چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ
. [ 17 / 27 ] و اگر از تبذير اجتناب كند هم بر آنجا اعتماد نباشد از آنكه مبادا اين خلق حيوانى باشد . چنان كه خرس راست 153 . وقتى سخاوت محمود باشد كه خالصا لوجه الله تعالى بىطلب مكافات به مدح ،