306 - در درجهء اول داد تسليم در مقام ارادت شيخ ببايد داد تا قدم از سر تحقيق در راه تقليد نبى تواند نهاد . بزرگان طريقت باتفاق گفتهاند :
من ضيع الاصول حرم عن الوصول . اول اساس را محكم بايد كرد تا واى 147 ديگر بر آنجا تواند نهادن . بر همين قاعده اول در تسليم شيخ و تقليد نبى به كمال بايد رسيدن ، تا قدم در مقام توكل و تفويض و رضا تواند نهاد و آداب آن مقام ببايدش آموخت تا در سلك اهل رضوانش منخرط گردانند و شراب طهور عرفانش بچشانند و آيت
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
[ 5 / 119 ] بر لطيفهء انائيتش خوانند .
307 - بنگر كه از آن مقام كه
نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ
[ 9 / 67 ] صفت او بود به حسن تربيت و كمال رأفت و رحمت ، چگونه به مقام
« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »
اش [ 2 / 152 ] رسانيد و مستحق مقام رضاش گردانيد كه
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
[ 5 / 119 ] اشارت بدان است به حكم آنكه گفتهاند : الرضا بالقضاء باب الله الاعظم 78 - . اگر به حسن ادب پيوسته به جنبانيدن حلقهء اين در مشغول باشد لا بد است كه گشاده شود - چنان كه گفتهاند : من قرع بابا ولج ولج 79 - ، و او را در سرادقات عزت آرند و استار عظمت از پيش بردارند و تتق كبريا بگشايند و بر سرير مقعد صدقش 148 بنشانند و از مشاهدهء جمال بىچونش برخوردار گردانند ان شاء الله تعالى و ما ذلك على الله بعزيز .
308 - اى عزيز ! ادبى چند از آداب صحبت اجمالا در قلم مىآرم تا مبتدى طريقت و منتهى عالم حقيقت را مذكر باشد 149 :
309 - اول ادب مبتدى آن است كه در همهء خلق به چشم عزت نگرد تا حدى كه خود را بر جمادات فضيلت ننهد ، از آنكه معلوم نيست كه او مرتبهء جمادى به آرزو نخواهد خواست . چنان كه بعضى كه استعداد خود را ضايع كرده بودند و ادراك ضياع استعداد در ايشان باقى مانده و در شرر آتش فراق افتاده ، فرياد
يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً
[ 78 / 40 ] مىكردند ، خاصه بر بنىآدم بر هيچ وجه خود را بر شخصى معين ترجيح ننهد . اگر شخصى باشد كه به سال از وى بزرگتر باشد او را به چشم پدرى نگرد ، گويد : او از من بهتر است از