- رضى الله عنهما - در اين مسئله متابعت ابو دردا كردهاند و اين بيچاره نيز بر اين است .
327 - اما بايد كه در ظاهر ادب كند و نصيحت دريغ ندارد و وصيت واجب داند ، كه در امر حق است
وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ
. [ 103 / 3 ] و ليكن در وقت نصيحت و وصيت بايد كه به دل با حضرت حق اولا مناجات كند و گويد :
خداوندا ما همه بندگان عاجزيم ، اگر توفيق تو نباشد و ما را در خذلان بمانى ، از ما جز معصيت چيزى ديگر بيرون نيايد 159 . يقين مىدانم كه نفس من از نفس اين يار پراكندهتر است ، اكنون به فرمان رسول - عليه السلام - بركة الدين نصيحة - 84 - او را نصيحت خواهم كردن ، چنان گردان كه نفس من نيز از اين نصيحت بىبهره نماند ، و اين يار را گوش نصيحت شنو و دل پندپذير كرامت كن ، و اين نصيحت و وصيت مرا كه خاص جهت رضاى تو مىكنم بشنود و در عمل آرد . و شيطان را بر نفس وى مسلط مگردان ، تا اين نصيحت را بر وى فراموش گرداند 160 . و در اين وقت از راه باطن التجا به حضرت نبوت كند و از مشايخ طريقت خود استمداد همت واجب داند تا حق تعالى آن يار را از آن ورطهء معصيت برهاند . و چون بدين نسق نصيحت كند نافع باشد ان شاء الله تعالى .
328 - و اگر به تقدير ايزدى آن شخص بدبخت افتاده باشد ، بارى او از عهدهء نصيحت بيرون آمده باشد و فايده يافته . و اگر آن شخص نيكبخت افتاده باشد او را فايده حاصل آمد ، و هم ترا به حكم الدال على الخير كفاعله ثواب دلالت خير در جريدهء اعمال تو مثبت شود .
329 - و تا ممكن باشد در جمع ، شخصى معين را هدف تير ملامت نكند الا ياران را كه بر قوت باطن تفاوت سيرت اعتماد داشته باشد . و اگر با جمع گويد ، بهتر باشد و به اشارت و كنايت و رمز ، ملامت خوبتر و نافعتر بود .
و اگر آن شخص در نيابد ، به خلوت طلب دارد و نصيحت كند و در ميان اصحاب او را نصيحت نكند . و اگر مسموع ندارد بعد از آن او را پيش اصحاب ملامت كند 161 ، و اگر بعد از ملامت ملا ، از آن فعل باز نهايستد ، و شومى او ديگران