تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
301 - و اگر اين دو صفت در مريد نباشد تصرف ولايت شيخ در وى به كمال نرسد : اول بايد كه او در گستاخى همچون فرزند باشد با پدر ؛ در ادب همچون بنده باشد در خدمت سلطان ، تا هيبت شيخ با شفقت پدر فرزندى به همديگر آميخته شود . و در مقام پدر فرزندى حقيقى او را به كمال درجات مقربان رساند ؛ چه اتفاق مشايخ طريقت است كه من وصل وصل بالادب و من انقطع انقطع به ترك الادب . 302 - اللهم ارزقنا رعاية حسن الادب بين يدى الشيخ فى الغيب و الشهادة و حببنا اليه و حببته الينا و أجعله يا رب راضيا عنا و تجاوز عنا ترك الادب الذى صدر عن النفس فى خدمته و وفقنا لعمل يرضى به عنا . 303 - شرط هشتم دوام رضاست به قضاى حق تعالى ، و ترك اعتراض كردن بر وى در سرا و در ضرا و در نعما و در بلا . 304 - اى عزيز من ! چون يقين دانسته‌اى كه آفريدگار حكيم است و پروردگار رئوف و رحيم است ، به كلى كار خود به او گذار ، كو هرچه كند نيك كند 144 . مثلا شخصى رنجور است و طبيبى مشفق - كه بر حذاقت علم و طب و كمال حكمت او همه متفق‌اند - به علاج او مشغول ، و رنجور نيز شفقت طبيب و كمال حكمت او دريافته ، واجب باشد بر رنجور كه هر شربتى كه از خوش و ناخوش و از تلخ و شيرين كه به دو دهد ، بر اميد صحت تناول كند و اختيار خود به كلى ترك كند و گوش و چشم بر فرمان او دارد تا صحت حاصل شود . اگر بر خلاف اين كند در هلاك سعى كرده باشد و خود را هدف تير سرزنش خلق كرده ، پس اعتراض بر حضرت پروردگار رحيم و كريم و حكيم خود چگونه توان كرد . و در كدام عقل گنجد كه همچون او حكيمى كه حكمت همهء حكما و علم همهء علما كمتر از قطره‌اى باشد از درياى علم و حكمت او ، بر شفقت مادر و پدر جزوى كمتر باشد از صد جزء رحمت كه آفريدهء اوست ، اعتراض كند . مع هذا در كلام مجيد فرموده است :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
. [ 65 / 3 ] تا ترا يقين شود كه چون كار خود به كلى به دو بازگذارى ، او به وكالت تو كار ترا بهتر از تو بسازد . كدام آدمى باشد [ كه ]
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 102 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى