كه در وى ظاهر شده - ذوق مشاهدهء آن عكس مىيابد ، و متمتع مىباشد ابدالآباد على سبيل الترقى ؛ از آنكه در هر تجليى ، صفاى آيينهء لطيفهء انائيت زياده مىشود و به قدر صفاى آيينه ، مشاهدهء صفت حسن كمال مىگيرد . و چون تجلى بر دوام ، صفاى آيينه بر دوام ، و چون صفاى آيينه بر دوام ، كمال حسن على الدوام بر مزيد ، و ذكر صاحب اين حال در اين مقام هل من مزيد باشد .
و اينچنين شخصى در عالم ، فردى وحيد باشد .
285 - فىالجمله بر خلوتى واجب است كه پيوسته در هر ذكرى رعايت شرط نفى خواطر بر خود واجب داند تا از اين ذوق محروم نماند . و در بدايت البته به تمييز خواطر مشغول نشود كه تمييز خواطر نوعى خواطر است و مبادا كه ابليس پرتلبيس در صورت خير ، خاطرى به دو القا كند . و چون او خاطر خير بيند ، بدان التفات نمايد و از خير الخيرين بازماند . بر مثال آنكه : خلوتى را گويد : شريفترين مقامى ، مكه است ، برخيز ، و آنجا رو ، و در آن مكان شريف به طاعت حق مشغول شو ، كه فضيلت آن طاعت اضعاف از آن است 122 كه در غير آن مكان كنى . يا گويد : به طلب علم و سماع اخبار رسول - عليه السلام - مشغول شو ، بعد از آن روى به خلوت و عزلت آر ، تا از سر علم ، قدم در راه طريقت نهى ، كه مصطفى - عليه السلام - مىفرمايد : عالم واحد أشد على الشيطان من ألف عابد 71 - . و فضائل علم و آيات و اخبارى كه در آنجا آمده ، بر شمار ، كقوله عليه السلام : فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب 72 - . و كقوله عليه السلام : ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم الى آخره 73 - ؛ و امثال آن ، تا باشد كه او را از خلوت بيرون اندازد و از فوائد خلوت محرومش گرداند . از آن سبب كه شيطان مىداند كه در علم و عمل انسان تصرف مىتواند كرد و هيچ آدمى بر مكايد او به علم و عمل اطلاع تمام نتواند يافت الا ذاكر حق ، كه مدتى در خلوت به شرط نفى و اثبات ، به ذكر لا إله الا الله مشغول شده باشد ، كه آن شخص او را تمام شناخته و حيلهء او دانسته ، و دفع مكر و حيلهء او آموخته ، و جهاد با او آسانش شده .
286 - و جز در خلوت ، مرد به حقيقت علم عالم نشود و مجموعهء
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٩٧