- اگر چه بسيار مردم در مصراع آخر غلط كردهاند ، اما اى عزيز ! اگر تو مصراع سوم فهم كردهاى ، در مصراع آخر شروع كن تا غلط نكنى و دريابى كه او مىگويد :
« بيرون ز تو نيست هر آنچه در عالم هست »
. آفريدگار عالم را در عالم چگونه تصور توان كرد . پس فهم كن كه مراد گوينده آن است كه هرچه در عالم غيب و شهادت آفريده است ، همه در ذات تو ، جمع فرموده ؛ اگر توفيق يافتى و عالم خود را مشاهده كردى ، همه عالم را تفرج كردى ، و اگر از تفرج عالم خود محروم ماندهاى ، در پوست سرگردان شدهاى ، و از حقيقت مغز بىنصيب افتادهاى ، اگر چه بدن تو از راه جثه ، عالم صغير است ، اما به حقيقت عالم كبير است و به سبب تركيب در وى سرى ظاهر شده كه عالم و عالميان از آن محروماند .
بيت
تو به قيمت وراى دو جهانى * چكنم قدر خود نمىدانى
282 - اى عزيز ! بدان كه چون لطيفهء انائيت كمال يافته باشد ، آيينهء تجلى جمال و جلال حق شود ، آيات بينات اولا در آن آيينه مشاهده كند نه بهمعنى آنكه ، آن آيات در وى حال شده يا به دو متحد گشته ؛ چنان كه در آيينهء ظاهر جمال خود را مىبينى ، نه تو در آن حال شدهاى ، و نه بدان متحد گشته ، اما بهسبب صفاى آيينه ، جمال خود را مشاهده مىكنى .
283 - و عالم امر و خلق مع غيبها و شهادتها و ملكها و ملكوتها و آفاقها و انفسها غلاف آن آيينهء لطيفهء انائيت است و آيينهء انائيت را كه از معدن عالم امر بيرون آوردند ، در عالم خلق تربيتش دادند تا چون به كمال صفا رسد حق تعالى بر وى تجلى كند و عكس جمال حق - عز اسمه - در وى جمال ذات مقدس خود را با تمامى صفات مشاهده كند . و حق را منزه دان از آنكه در عالم آيد و او متحيز باشد تا غير از عكس جمال او از مشاهدهء جمال ذات او كسى ديگر برخوردارى تواند يافت هم نور تو بايد كه ترا بشناسد .
284 - اما حق تعالى به لطف كامل خود اين لطيفه انائيت را كه آيينهء جمال و جلال او مىشود قوت ادراك آن داده است كه از عكس جمال حق -