تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
بر لوح دل او ثبت شده است و به سبب آن حق تعالى را فراموش كرده در 119 نظر سالك نيايد ، و او در محو آن نتواند كوشيدن . اما چون حواس ظاهر را محبوس كند و نگذارد تا از بيرون خواطر روى به دل او نهد و او به تيشهء نفى از لوح دل نقوش مثبته را مىتراشد ، ناگاه تختهء دل ، صافى گردد و علوم لدنى و الهام ربانى در وى نقش شدن گيرد و در مكتب طريقت بعد از اين الف و بىحقيقت استاد او - كه شيخ است - به قلم غيب ، بر لوح دل نبشتن 120 آغاز كند و نگذارد تا از سر جهل به خواندن علم لدنى مشغول گردد كه مضرت آن ، هم بسيار است . و كمترين مضرتى عجب بود . تا وقتى كه در علم سلوك طريقت ، بعد از حصول علم ما لا بد شريعت به كمال رسد و شايستهء آن شود كه
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
[ 18 / 65 ] او را به تعليم خاص مخصوص گرداند . و شيخ دست تعليم ، در عالم ظاهر كوتاه گرداند 121 و به همت از راه باطن مددش مىدهد تا تلقى آن علم مىكند . در اين مقام او را بر اسرار ملك و ملكوتش اطلاع دهند و هر ذره از ذرات موجودات را آيينهء او گردانند تا در آنجا مىنگرد و از جمال موجد برخوردارى مىيابد . 281 - و سالكان در خلوت اول ، لوح دل خود را تيره بينند چون تصرف ذكر در وى پديد آيد آن نقوش كه پيش از سلوك بر لوح دل نقش شده بود به بركت تصرف ذكر محو بينند و قائم مقام آن نقوش بر لوح دل ، نقش الله مثبت يابند . چنان كه به چشم ظاهر و باطن مشاهدهء آن توانند كرد . بعد از آن چندان ذكر بگويند كه اثر سياهى در خط الله نماند و از نور مجرد مكتوب باشد . باز چندانى ذكر بگويند كه آن لوح به يك بار آيينه [ اى ] نورانى شود و هيچ نقش بر وى نماند ، و شايستهء آن شود كه لطيفهء انائيت را مشاهده كند ، بعد از آن ، آن لطيفهء انائيت كه در آن آيينه تجلى كرده ، مظهر تجلى جمال و جلال حق گردد عز اسمه . بيت
اى نسخهء نامهء الهى كه تويى * وى آيينهء جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 95 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى