275 - و شيخ نجم الدين كبرى - رحمة الله عليه - در رسالهء للهائم در شرط پنجم نوشته است كه واجب است كه ذاكر در ذكر آواز بلند نكند .
276 - و شيخ مجد الدين بغدادى - رحمه الله - در تحفة البررة ، مبالغه فرموده است در اخفاى صوت و اجتناب از الحان در ذكر . پس بايد كه ذكر خفى قوى گويد و به سخن هيچ كس التفات نكند و بر قول خداى و رسول و مشايخ طريقت خود مستقيم باشد و ياران را نيز به همين ذكر فرمايد . و اگر كسى به خلاف اين كند اين آيت بر خواند :
وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ
[ 44 / 21 ] و صحبت ايشان اختيار نكند 113 از آنكه عقلا و طبعا و شرعا اگر عقلى كامل و طبعى سليم و شرعى قويم در شخصى باشد او از ذكر جهرى اجتناب واجب داند . و جهر به ذكر حق در اوان خلوت از آداب دور باشد .
277 - و در رساله [ اى ] كه آن را بيان ذكر الخفى المستجلب للاجر الوفى 114 نام نهادهايم ، چون فوائد ذكر خفى و مضرت ذكر جهرى ياد كردهايم ، در اين مختصر مكرر نمىكنيم ؛ آن را مطالعه واجب داند تا بر وى روشن شود كه ذكر خفى مىبايد گفتن . اما بايد كه قوى گويد و شد و مد الله را ضايع نكند كه قوت دل و قوت جان از مد و شد الله است .
278 - و در هر حال كه باشد به اختيار ترك ذكر نكند الا در متوضا ، و در اثناى نماز كه آنجا به زبان ، ذكر گفتن مكروه است . اما بايد كه در اين هر دو موضع نيز ، به دل ذاكر باشد و در غير اين دو موضع به دل و زبان 115 ذاكر باشد تا ثمرهء آن بيابد ، ان شاء الله تعالى .
279 - شرط ششم 116 دوام نفى خاطر 117 است خيرا كان ام شرا ، نفعا كان ام ضرا . و اين شرط ركن اعظم طريقت است ، و بىرعايت اين شرط تفريد باطن حاصل نيايد .
280 - بر خلوتى واجب است كه چون در خلوت به ذكر مشغول شود و در هر ذكرى ، نفى خاطرى - كه روى به دل او مىنهد - مىكند . و به حقيقت جهاد اكبر با نفس و شيطان در اينجا باديد آيد و تا مدتى مديد از سر صدق و اخلاص به نفى خواطر مشغول نگردد نقوشى 118 كه از به دو خلقت تا امروز