تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 358

مساهمون:

صترجيح بند هاتف اصفهانى ٣٥٨
كه اگر از سر وحدت آگاهى * تهمت كافرى بما مپسند در سه آئينه شاهد ازلى * پرتو از روى تابناك افكند سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند ما در اين گفتگو كه از يك‌سو * شد ز ناقوس اين ترانه بلند كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله الا هو

بند سيم

دوش رفتم بكوى باده‌فروش * ز آتش عشق دل به جوش و خروش مجلسى نغز ديدم و روشن * مير آن بزم پير باده‌فروش چاكران ايستاده صف بر صف * باده‌خواران نشسته دوش بدوش پير در صدر و مىكشان گردش * پارهء مست و پارهء مدهوش سينه بىكينه و درون صافى * دل پر از گفتگو و لب خاموش همه را از عنايت ازلى * چشم حق‌بين و گوش رازنيوش سخن اين به آن هنيئا لك * پاسخ آن به اين كه بادت نوش گوش بر چنگ و چشم بر ساغر * آرزوى دو كون در آغوش
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 358 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده