تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 357

مساهمون:

صترجيح بند هاتف اصفهانى ٣٥٧
مست افتادم و در آن مستى * به زبانى كه شرح آن نتوان اين سخن مىشنيدم از اعضا * همه حتى الوريد و الشريان كه يكى هست و هيچ نيست جز او * وحده لا إله . . . . الا هو

بند دويم

از تو اى دوست نگسلم پيوند * ور به تيغم برند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان * وز دهان تو نيم شكرخند اى پدر پند كم ده از عشقم * كه نخواهد شد اهل اين فرزند پند آنان دهند خلق اىكاش * كه ز عشق تو مىدهندم پند من ره كوى عافيت دانم * چكنم كاو فتاده‌ام به كمند در كليسا به دلبرى ترسا * گفتم اى دل به دام تو دربند اى كه دارد بتار گيسويت * هر سر موى من جدا پيوند ره به وحدت نيافتن تا كى * ننگ تثليث بر يكى تا چند نام حق يگانه چون شايد * كه اب و ابن و روح قدس نهند لب شيرين گشود و با من گفت * وز شكر خنده ريخت از لب قند
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 357 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده