نرگس نيممست خوابآلود * به تماشاى بوستان برخاست
چون ميان توام بشد ز كنار * اين تن خاكى از ميان برخاست
از دهان تو در گمان بودم * چون بگفتى سخن گمان برخاست
دوش گفتم به فتنهگو برخيز * سرو سيمين برم روان برخاست
تير تركان چو در كمان پيوست * بانگ زه از دل كمان برخاست
به هواى خدنگ غمزه او * مرغ جانم ز آشيان برخاست
آن زمان كو در انجمن بنشست * فتنه آخر الزمان برخاست
چون پديد آمديم و بنشستيم * از مغان دمبهدم فغان برخاست
كه جهان صورتست و معنى دوست * ور بمعنى نظر كنى همه اوست
اى ز رويت جهان چو خلد برين * چين زلفت نگارخانه چين
ابرويت بر كمر كشيده كمان * گيسويت بر دلم كشيده كمين
هركه در باغ بيندت گويد * كه مگر جنت است و حور العين
رفت فرهاد و همچنين باقيست * در سرش شور شكر شيرين
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند خواجوى كرمانى 354
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند خواجوى كرمانى ٣٥٤