ترك سرمست چون كمان برداشت * هركسش ديد دل ز جان برداشت
در گمان بودم از خيال ميانش * چون كمر بست آن گمان برداشت
گفتم اى خسرو وفاداران * قدمى چند مىتوان برداشت
به گلستان خرام تا با تو * من بيدل كنم ز جان برداشت
در چمن رفت همچو گل بشكفت * رنگ خوبى ز ارغوان برداشت
در زمان چونكه مست شد ساقى * شيشه را مهر از دهان برداشت
باده چون گرم شد ز صيقل روح * آنگه از آينه روان برداشت
هر قدر درد داشت دل ز دوا * درد او آمد از ميان برداشت
باده از حلق شيشه صافى * دمبهدم ناله و فغان برداشت
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
غمزه شوخ آن بت طناز * مىكشد خلق را به عشوه و ناز
در پس پرده مىنوازد چنگ * مطرب عودسوز بربطساز
آن شهنشاه مسند خوبى * ما گدايان آستان نياز
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند جناب شاه نعمت 344
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند جناب شاه نعمت ٣٤٤