در گشودم نشست شاهانه * روى خود داشت در برابر دل
چون بديوان دل فرورفتم * اين سخن بود ثبت دفتر دل
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
ساقيا باده شبانه كجاست * مى بياور كه درد نوبت ماست
جام گيتىنماى پيش آور * كه در آن جرعهء خداىنماست
بىخبر كن مرا ز هستى خود * تا خبر آرمت كه يار كجاست
به گدائى رويم بر در دوست * كه مراد جهان همه آنجاست
ساقى اين را شنيد و پس با پير * مشورت كرد و گفت اين چه صلاست
پير پيمانه نوش پيمان ده * اين زمانى كه بزم من آراست
گفت با دوست هركه بنشيند * بايد اول رضاى او را خواست
تا ببينى بديده معنى * نعمت الله از چپ و از راست
بعد از آنت به گوش جان آيد * در جهان آنچه مخفى و پيداست
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند جناب شاه نعمت 346
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند جناب شاه نعمت ٣٤٦