ما اسيران بند بر پاييم * دردمندان هجر سودائيم
مستمندان وادى عشقيم * مصلحتبين كوى غوغائيم
گاه رعديم و گاه برقآسا * گاه ابريم و گاه دريائيم
عاقليم گاه و گاه مجنونيم * بىسروپا و بىسروپاييم
گه تهى كيسه گاه قلاشيم * گاه پنهان و گاه پيدائيم
گاه مانندهء زمين پستيم * گاه همچون سپهر بالائيم
همچو سيّد ز كفر و دين دوريم * در خرابات بادهپيمائيم
هركه با ما نشست مؤمن شد * از دلش زنگ كفر برداريم
چون شود جان او بما نزديك * بعد از آنش تمام بنمائيم
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
ترجيعبند خواجه عليه الرحمة
اى غمت مرغ آشيانه دل * خال و زلف تو دام و دانه دل
نرگس نيممست مخمورت * بادهنوش شرابخانه دل