گه بود همچو باده جانپرور * گه بود چون خمار روحگداز
اوست مقصود ساكنان كنشت * اوست مطلوب رهروان حجاز
گر كشد خسرويست كامروا * ور ببخشد شهيست بندهنواز
اى دل ار آرزوى آن دارى * كه شود بر تو آشكار اين راز
قدمى نه بسوى ميخانه * تا ببينى حقيقتى ز مجاز
سربهسر صوفيان با معنى * هريكى بركشيدهاند آواز
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
اى غمت پادشاه كشور دل * چشم مستت به غمزه رهبر دل
سنبل زلف چون برافشانى * مىشود پارهپاره كشور دل
آزموديم دم نزديك دم * جان ما با غم تو بر در دل
دلق ارزد اگر هزارهزار * كوه اندوه تو بود بر دل
زنده دل كن به باده نابم * كه شرابيست نو بساغر دل
صبحدم لعبت پرىزادى * آمد و كوفت حلقه بر در دل
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند جناب شاه نعمت 345
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند جناب شاه نعمت ٣٤٥