تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند جناب شاه نعمت 342

مساهمون:

صترجيح بند جناب شاه نعمت ٣٤٢
دوش سرمست در گذر بودم * بر در مسجدم گذر افتاد مقرئى ذكر قامتش مىكرد * هركس آنجا رسيد خوش بستاد از پى آن جماعت افتادم * تا ببينم كه چيست شان اوراد ناگه آمد امام روحانى * رفت بر منبر و ندا درداد كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست شاهدى از دكان باده‌فروش * برهى مىگذشت سرخوش دوش حلقه بندگى پير مغان * كرده چون در عاشقان در گوش بسته زنار همچو ترسايان * جام بر دست و طيلسان بر دوش گفتم اى دستگير مىخواران * از كجا مىرسى چنين مدهوش جام گيتىنماى داد به من * كه از اين باده جرعهء كن نوش گفتم اين باده ته پياله كيست * لب بدندان گرفت و گفت خموش گر تو خواهى كه تا شوى محرم * در خرابات خوش درآ مى نوش ناگه از پير عقل پرسيدم * كه ز سوداى كيست اين‌همه جوش