هيچكس زين حديث لب نگشود * ناگهان چنگ بركشيد خروش
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
ترك بالابلند يغمائى * سرو سردار ملك زيبائى
شهره انس و جان به خوشخوئى * فتنه مرد و زن به غوغائى
طلعتش ماه برج نيكوئى * قامتش سرو باغ رعنائى
از در دير چون برون آمد * هركسش ديد گشت شيدائى
ناگه از مرحمت نظر افكند * بر من مستمند سودائى
گفت اى عاشق پريشانحال * عشق نبود چو نيست رسوائى
اگرت آرزوى صحبت ماست * چند هجرانكشى و تنهائى
در ره دوست كفر و دين در باز * در خرابات بادهپيمائى
چونكه برگشتم از ره تقليد * داد تعليم من به دانائى
كه سراسر جهان و هرچه در اوست * عكس يك پرتويست از رخ دوست
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند جناب شاه نعمت 343
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند جناب شاه نعمت ٣٤٣