كه همه اوست هرچه هست يقين * جان و جانان و دلبر و دل و دين
يا رب اين لعل شكرين چه خوشست * يا رب اين روى نازنين چه خوشست
با لبش ذوق همنفس چو نكوست * با رخش حسن همنشين چه خوشست
با خط عنبرين او خواندن * سخن لعل شكرين چه خوشست
ور ز من باورت نمىآيد * بوسه زن بر لبش ببين چه خوشست
روى جانان به چشم جان بنگر * در ميان يقين گمان چه خوشست
من ز خود گشته غايب او حاضر * عشق با يار همچنين چه خوشست
تا فشاند بر آستان درش * عاشق جان در آستين چه خوشست
در جهان غير او نمىبينم * دلم امروز همچنين چه خوشست
كه همه اوست هرچه هست يقين * جان و جانان و دلبر و دل و دين
بيدلى را كه عشق پردازد * جان او جلوه خرد سازد
دل او را ز غم بجان آرد * تن او را ز غصه بگدازد
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند شيخ عراقى 340
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند شيخ عراقى ٣٤٠