مطرب عشق مىنوازد ساز * عاشقى كو كه بشنود آواز
هر نفس نغمهء دگر سازد * هر زمان زخمهء كند آغاز
همه عالم صداى نغمه اوست * كه شنيده چنين صداى دراز
راز او از جهان برون آمد * خود صدا كى نگاه دارد راز
سرّ او از زبان هر ذرّه * خود تو بشنو كه من نيم غمّاز
چه حديث است در جهان كه شنيد * سخن سرّ اين سخنپرداز
خود سخن گفت و خود شنيد همه * كردم اينك سخن همه ايجاز
عشق مشاطهايست رنگآميز * كه حقيقت كند به رنگ مجاز
تا به دام آورد دل محمود * بطرازد به شانه زلف اياز
نه به اندازه منست سخن * عشق مىگويد اين سخن را باز
كه همه اوست هرچه هست يقين * جان و جانان و دلبر و دل و دين
عشق ناگاه بركشيد علم * تا بهم بر زند وجود و عدم
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند شيخ عراقى 337
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند شيخ عراقى ٣٣٧