تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند ناصرخسرو 331

مساهمون:

صترجيح بند ناصرخسرو ٣٣١
منم آن رند عمر داده بباد * كه چو من عمر كس بباد نداد بنده ساكنان ديرنشين * گشته از بند روزگار آزاد از دوا فارغ و ز درد ايمن * در بلا خرم و ز غمها شاد بهر مى چون قدح ميان بسته * يافته از شرابخانه گشاد يار با من قرين و من مهجور * كس بدين بخت در زمانه نزاد سرّم از ناله آشكارا شد * رازم از خون دل برون افتاد چون به كلى ز خود فنا گشتم * بازگويم هرآنچه بادا باد كه جهان پرتويست از رخ دوست * جمله كائنات سايه اوست ما خراباتئيم و رند و گداى * كه نداريم غير ميكده راى ايمن از كفر و دين و راحت و رنج * فارغ از بوستان و باغ و سراى شيفتهء لعبتان باده‌پرست * بندهء مطربان نغمه‌سراى گه ببوسيم ساقيان را دست * گه بماليم مطربان را پاى خالى از عشق ما نپندارى * آشيان عقاب و پر هماى
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند ناصرخسرو 331 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده