من قلندر مزاج و قلاشم * روز و شب كوزه مىكشم بر دوش
طالب و اصلان دردىكش * ساكن آستان بادهفروش
دى به باغى گذر همىكردم * ديدم از شوق بلبلى خاموش
نظرش چون بسوى من افتاد * از دل خسته بركشيد خروش
كه جهان پرتويست از رخ دوست * جمله كائنات سايه اوست
سرو با تو سخن ز بالا گفت * قامت تو جواب رعنا گفت
جان ترا ماه گفت و روشن گفت * دل ترا سرو گفت و زيبا گفت
لب لعلت بطعنه خوبان را * حلقه در گوش كرد و لالا گفت
آب شد بحر از آنكه ديده من * قصه موج خود به دريا گفت
ما سخن را نهفته مىگوئيم * راز پوشيده را كه پيدا گفت
دى بدكان كوزهگر رفتم * خواهم اين راز آشكارا گفت
كه جهان پرتويست از رخ دوست * جمله كائنات سايه اوست
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند ناصرخسرو 330
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند ناصرخسرو ٣٣٠