سخن دوست را نهان مىگفت * مطربى در ميان خماران
كه جهان پرتويست از رخ دوست * جمله كائنات سايه اوست
بيدلست آنكه نيست همدم عشق * كه به هر دم همىزند دم عشق
بىزبانست و راز مىگويد * كو يكى رازدار محرم عشق
چنگ را بين پلاس پوشيده * موئى انداخته ز ماتم عشق
مىخورد زخم و زار مىنالد * مىسرايد شكايت غم عشق
ترك مهروى باده نوش كجاست * تا دهد ساغر دمادم عشق
دوش سرمست و جام باده بدست * مىگذشتم كه گفت همدم عشق
كه جهان پرتويست از رخ دوست * جمله كائنات سايه اوست
ترك نيلىكمان ترككپوش * آفتابيست مشترى در گوش
لعل او در كنار آب حيات * گوهرش در ميان چشمه نوش
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند ناصرخسرو 329
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند ناصرخسرو ٣٢٩