تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة جامع الأسرار نورعليشاه 222

مساهمون:

صجامع الأسرار نورعليشاه ٢٢٢
كيست زن قابله گفت همان مريضه حامله حكيم گفت وى زنده است هنوز وقت مردن او نيست بارى نبضش به من رسانيد تا بيابم مرض چيست تابوت را درگشادند و ميت را درآورده پيش طبيب نهادند طبيب با حكمت انگشت حذاقت را گشوده نبضش سنجيد و ديده بصارت باز كرده گونه گلگونه‌اش ديد سوزنى در دست گرفته بر پهلوى ميت فرونمود و گريبان صد چاك مماتش برشته رفو پس رايت كرامت در عرصه لطافت افراخته و نفس عيسوى را با لب معجز بيان آشنا ساخته فرمود برخيز و سجده شكرى بجاى آور كه بىهنگام جام اجل نخوردى و حسرت زندگى در دل خاك نبردى نظم
آب حيوان ريختى در كام جان * بار ديگر زنده گشتى در جهان نوش كردى از شراب زندگى * خويش افكندى در آب زندگى بىسبب بر جان نكردى جامه چاك * حسرتى در دل نبردى زير خاك از دم عيسى وشى جان يافتى * جان فدا تا كرده جانان يافتى
عاقبت ميّت را جان رفته بتن بازگشت و با عمر گرانمايه دمساز از گلخن ممات درآمده در گلشن حيات خراميده و از فراش مرض برخاسته