تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة جامع الأسرار نورعليشاه 204

مساهمون:

صجامع الأسرار نورعليشاه ٢٠٤
پاى اطاعت در راه ارادت نهاد و دست به دامن استدعا آويخت روى تمنا بسوى صاحبدل كرد و آئينه ديده به ديدارش مقابل پس از گريه بسيار سر از جيب گفتار برآورد و گفت رباعى
اى سر عيان بر تو عيان دار عيان * دانم كه توئى كاشف اسرار نهان جائى بنما مرا در آنجا كه توئى * رسمى ز ره و منزل خود ساز عيان
صاحبدل را از صحبت ديوانه بهجتى روى نمود و فرمود رباعى
غسلى بكن و ساز ز خود دغدغه پاك * پس جامه بتن همچو كفن مىكن چاك گر رسم و ره منزل من مىپرسى * مردن بودم رسم و كفن در دل خاك
ديوانه چون اين سخن بشنيد جامه بر تن بدريد ساز مردن ساز كرد و گور كندن آغاز پس در آب ديده غسل كرده كفن درپوشيد و مردوار سر به لحد نهاده پا به دامن خاك كشيد قضا را سوارى بر مركب جلادت نشسته دبّه روغنى در دست داشت علم نداى هل من اجير برافراشت كه هركه اين دبه را به خانه برساند صد دينار از خزانه من اجرت بستاند ديوانه چون نداى او به گوشش رسيد بىاختيار با خود رو در سخن آورد كه اگر من نمرده بودم از اين سودا مىبود
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة جامع الأسرار نورعليشاه 204 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده