تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة جامع الأسرار نورعليشاه 183

مساهمون:

صجامع الأسرار نورعليشاه ١٨٣
كردن آغاز مرغ از چابكى خود را چالاك ساخت و خار را در دهان مار انداخت جراحت خار از دهان مار سر كرد و بنياد هستيش را زير و زبر از اوج نهال به حضيض و بال افتاد و چندان سر بر سنگ زد كه جان به هلاكت داد نظم
مرغ باشد سالك راه هدا * آشيانش منزل فقر و فنا جوجه آن درّ بحر معرفت * خوش گرفته زير پر طاير صفت نفس اماره مر او را بود مار * ناوك توفيق در منقار خار تا نگوئى در دهان آن خار داشت * كان گل توفيق در منقار داشت خار بود آن ليك بهر مار بود * مرغ زيرك را گل و گلزار بود گر تو هستى سالك درگاه حق * مرغ زيرك باش تا يا بى سبق
. الهى اين چه داغيست كه سوختن مرهم اوست و اين چه باغيست كه افروختن شبنم اوست چه سود است كه سودش همه زيانست چه ماجراست كه دردش همه درمانست نظم -
چه شمع است اينكه جان پروانه اوست * چه گنج است اينكه دل ويرانه اوست چه زخم است اينكه داغش مرهم آمد * چه نورست اينكه نارش همدم آمد چه عيش است اينكه با ماتم قرينست * چه درد است اينكه خارش همنشين است چه باد است اين كز آن خاكم بسر ريخت * چه آبست
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة جامع الأسرار نورعليشاه 183 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده