تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة اصول و فروع نورعليشاه 172

مساهمون:

صاصول و فروع نورعليشاه ١٧٢
برافراخته همه در بستر هوا و هوس خفته زن يكديگر تنگ در برگرفته دختران مكار پسران غدار نظم
نه ز آغاز ياد و نه ز انجامشان * سراسر به غفلت سرانجامشان نياورده فكر خدا در ضمير * به فسق و فجورند برنا و پير خزف را شمرده بجاى گهر * به درياى لهو و لعب غوطه‌ور سيأتى زمان على امّتى * به اطوار و كردارشان آيتى گريزان از آن قوم گشتم روان * چو عيسى كه بگريخت از احمقان
. چون از آن طايفه گريختم به قوم ديگر آميختم بعضى باطوار موش و برخى به كردار خرگوش يكى به صورت مار يكى به سيرت كژدم آن از دندان مىكند اين از دم نظم
جمله آن قوم از صغير و كبير * بد يكى گرگ و ديگرى خنزير آن يكى بد پلنگ در اطوار * و آن ديگر چون نهنگ در كردار كلب و بوزينه و شغال همه * زشت‌كردار و بدسگال همه همه بر روى هم به خون‌خوارى * حمله‌آور براى مردارى خواستندم روان هلاك كنند * سينه از چنگ كينه چاك كنند خوش كشيدم كمان تدبيرى * جستم از چنگ جمله چون تيرى باز قوم دگر هويدا شد . * هر طرف دو ديو پيدا شد آن يكى سركشيده تا افلاك * وانديگر مىكند دمى بر خاك
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة اصول و فروع نورعليشاه 172 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده