تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة اصول و فروع نورعليشاه 174

مساهمون:

صاصول و فروع نورعليشاه ١٧٤
چه پيرى آينه وجه الهى * گرفته حسنش از مه تا به ماهى تجلىگاه نور حق جمالش * حيوة خضر بخشنده زلالش فروزان از رخش نور سيادت * عيان از جبهه‌اش نجم سعادت الف قدى جريده از خلايق * چه تيرى جسته از قوس عوايق بيانش موشكاف اندر معانى * زبانش كاشف سرّ نهانى لبش روحانيان را گشته ساقى * رخش كرّوبيان را جام باقى نهاده سر به زانوى تفكر * باسماء الهى در تذكر فكند از دور سوى من نگاهى * بسوى خود مرا بنمود راهى شدم نزديك و بر خاك اوفتادم * سرى بر پايه تختش نهادم ازو مىخواستم گيرم سراغى * لبالب داد در دستم اياغى بلب بنهاده كردم از ادب نوش * چو نوشيدم فتادم مست و مدهوش
در آن بيهوشى روزنه بيرون واشد و نه تجلى پىدرپى هويدا در هر تجلى بر فلكى سالها سيّار و با ملكى چند در عبادت يار بودم چون از اين تجليات درگذشتم و افلاك عالم دل را يك‌به‌يك درنوشتم چهار واقعه رخ نمود و در هر واقعه عوالمى بود كه اگر شرح