عقل فرزانه چو هستت همنشين * بازيابى نكته علم اليقين
چون گذشتى در ره دانش بچست * خود ببينى آنچه دانستى نخست
در علم اليقين و عين اليقين مىفرمايد
ديده باطن اگر بينا شود * آنچه پنهان خواندهء پيدا شود
سرّ وحدت را ببينى بىبيان * عين عين اينجا فروشد در بيان
آنكه در بحر حقيقت راه يافت * گوهر حق اليقين ناگاه يافت
از دو كون آزاد و از خود هم برست * مرغ آن بر شاخ أَوْ أَدْنى نشست
آنچه علم و عين از او دارد نشان * بىنشان شد نزد او دامنكشان
گنج حقرا جان پاك او امين * اين بود ديباچه حق اليقين
خاص در علم اليقين و خاص خاص * ديده در عين اليقين از خود خلاص
منظر حق اليقين والاتر است * اين سعادت انبيا را درخور است
گر حقيقت پرسى از حق اليقين * در مقام لى مع اللّه باز بين
در بيان قيد در مقام تمكين
اى اسير خود حجاب خود توئى * پاك بايد دامن از گرد دوئى