تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 136

مساهمون:

صكنز الرموز ميرحسينى ١٣٦
دوستى بىشوق نپذيرد كمال * وانكه بىچوگان نشد گوى رجال سالكان را در طريقت هر زمان * همتى بخشد خداوند جهان گرچه هردم عشق را جولان كنند * اشتياق قرب را قربان كنند در طلب ياد نهايت نارواست * زانكه مطلوب همه بىمنتهاست

در بيان تفريد مىفرمايد

مرد فرد از نور وحدت بهره‌مند * نى قبول و رد خلقش پايبند عرصهء ميدان او را حال نى * ديد او را ديدن افعال نى مرغ وحدت ز آشيان حق پرد * همچو برق آيد به زودى بگذرد بلبل جان از قفس پران شود * گه بخندد مرد و گه گريان شود گه جمال دوست بردارد نقاب * گه ز حسن عزتش گردد حجاب جذبه حق درربايد از خودش * تا به عليّين برآرد مسندش اين سخن چون همدم طالب شود * گاه مغلوب و گهى غالب شود آنكه مغلوبست محبوس خودست * اندرين ره مشكل او بىحد است آنكه غالب شد پريد از دام خويش * در حريم قدس كرد آرام خويش
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 136 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده